ثنا گلیثنا گلی، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره

بهترین هدیه خدا

سفر

1394/5/21 10:37
نویسنده : بابا ومامان
888 بازدید
اشتراک گذاری

سلام ثناجان عزیزدل مادر امروز چهارشنبه 21/5/94 ساعت10و35 دقیقه صبح گلم ما از شنبه 17مرداد ساعت 4و30دقیقه به قصد سفر راه افتادیم از اینجا که راه افتادیم از دیواندره شروع حرکتمون بود از اونجا سقز-بوکان وبعدمهاباد شب بود که به مهاباد رسیدیم چه شهر قشنگی بود وقتی رفتیم پاساژ تاناکراش تو همش به طرف مغازه هایی که عروسک داشت می رفتی وچند بار زمین خوردی. وای مامان فدات بشه یه بارم دم رستوران زمین خوردی که پات خراش برداشت.ومن اون شبو تا صبح خوابم نبرد.روز بعدش راه افتادیم به طرف تبریز که بابا خسته بود وتوبناب یه استراحت کوتاه کردیم وبعد راه افتادیم وقتی رسیدیم تبریز رفتیم بازار وچند تا عروسک برات خریدیم وتوبراشون چه ذوقی می کردی نزدیکای غروب بود که از تبریز راه افتادیم وبه طرف آستارا حرکت کردیم توسراب بود که از ماشین پیاده شدیم وتواینقد سردت بود که محکم به من چسپیدی وقتی به طرف آستارا حرکت می کردیم توگردنه حیران بلال خوردیم وتوچقدر خوشت اومده بود وقتی رسیدیم آستارا دیگه شب بود ورفتیم که استراحت کنیم .صبح که بیدار شدیم بعد ازخوردن صبحانه رفتیم لب دریا ازاونجام بازار ساحلی اونجا با بابات مشغول بستنی خوردن شدید ومن رفتم برات عروسک خریدم.بعد از آستارا حرکت کردیم ورفتیم به طرف ماسوله چه جای زیبایی بود توچقدبازی گوشی کردی همش به طرف عروسکا میدویدی راستی اونجا عکسم انداختیم .این سفر خیلی بهمون خوش گذشت باید اول ازخدا بعداز بابات تشکر کنیم که مارو به این سفر برد.خدایا شکرت.

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)